<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشهای زراعی ایران</title>
    <link>https://jcesc.um.ac.ir/</link>
    <description>پژوهشهای زراعی ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>القای تحمل به شوری در گیاه ذرت (Zea mays) در حضور قارچ اندوفیت Penicillium chrysogenum جدا‌‌شده از بذر کوشیا ((L.) Bassia scoparia)</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47335.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف بررسی تأثیر قارچ اندوفیت Penicillium chrysogenum، جدا‌شده از بذر گیاه مقاوم به شوری کوشیا (Bassia scoparia)، بر بهبود به تحمل شوری در ذرت (Zea mays) انجام شد. پس از شناسایی مولکولی قارچ، تحمل آن به شوری در محیط‌ کشت دارای NaCl (صفر تا چهار مولار) ارزیابی شد. بیشترین رشد قارچ در غلظت یک مولار NaCl مشاهده گردید. بذور ذرت با اسپورهای قارچ تلقیح و در شرایط بدون شوری و شرایط تنش شوری (۱۵۰ میلی‌مولار NaCl) در آزمایشگاه، اتاقک رشد و گلخانه کشت شدند. نتایج نشان داد که تلقیح قارچ موجب افزایش معنی‌دار طول ریشه و وزن تر و خشک گیاه شد. در گلخانه، وزن تر اندام هوایی و ریشه در گیاهان تلقیح‌شده به‌ترتیب ۲۲۳ و ۱۳۸ درصد افزایش یافت. امّا تحت تنش خشکی، قارچ اثر منفی بر رشد ذرت داشت. هیچ تفاوت معنی‌داری در غلظت سدیم، پتاسیم و پارامترهای فتوسنتزی بین گیاهان تلقیح‌شده و شاهد مشاهده نشد. به‌ نظر می‌رسد که سازوکار اثر قارچ شامل تنظیم غیرمستقیم فیزیولوژیکی مانند بهبود جذب عناصر غذایی، تولید ترکیبات محرک رشد یا تنظیم بیان ژن‌های مرتبط با تحمل تنش است. این تحقیق، استفاده از اندوفیت‌های بومی مانند P. chrysogenum را به‌عنوان راهکاری زیستی برای بهبود عملکرد گیاهان در خاک‌های شور پیشنهاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر کاربرد منفرد و ترکیبی کودهای آلی، شیمیایی و شیرابه کود‌دامی بر عملکرد، اجزای عملکرد و اسانس گیاه دارویی گشنیز (Coriandrum sativum L.) در شرایط مشهد</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47434.html</link>
      <description>مدیریت صحیح خاک از ارکان اصلی دستیابی به کشاورزی پایدار محسوب می‌شود. در این راستا، آزمایشی به‌منظور بررسی تأثیر انواع کودهای آلی، شیمیایی و ترکیب آن‌ها بر عملکرد، اجزای عملکرد دانه و اسانس گیاه دارویی گشنیز با نام علمی Coriandrum sativum L. در سال زراعی ۱۴۰3&amp;amp;ndash;۱۴۰2 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. این آزمایش در قالب طرح بلوک‌ کامل تصادفی با هفت تیمار (کود&amp;amp;shy;گاوی، شیرابه کود&amp;amp;shy;دامی، کود&amp;amp;shy;شیمیایی، سه تیمار&amp;amp;nbsp; دوگانه هر یک از منابع کودی و شاهد) و سه تکرار اجرا گردید. نتایج نشان دادند بیشترین عملکرد تر و خشک (به ترتیب 71300و 14900 &amp;amp;nbsp;کیلوگرم در هکتار) مربوط به تیمار ترکیبی کود&amp;amp;shy;گاوی + کود&amp;amp;shy;شیمیایی بود. شیرابه کود&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;دامی باعث افزایش تعداد دانه در بوته، تعداد چتر در بوته ،عملکرد تر و خشک (به ترتیب ،1206، 33/58 ، 48500، 13200 کیلوگرم برمتر مربع) در مقایسه با تیمار کود شیمیایی شد. بیشترین ارتفاع بوته در تیمار کود&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;گاوی مشاهده شد. شاخص برداشت پس از شاهد( 75/49 درصد)، در تیمار کود&amp;amp;shy;گاوی (78/47 درصد)بالاترین مقدار را داشت. نتایج نشان داد که تیمار شیرابه کوددامی بیشترین درصد اسانس و عملکرد اسانس را به خود اختصاص داد. به طور کلی، استفاده از شیرابه کود&amp;amp;shy;دامی در بیشتر صفات دارای برتری بود و ترکیب کود&amp;amp;shy;گاوی و کود&amp;amp;shy;شیمیایی نیز رشد و عملکرد گیاه را نسبت به شاهد بهبود دادند. این نتایج تأکید می‌کند که جایگزینی کودهای شیمیایی با کودهای آلی به خصوص شیرابه کود&amp;amp;shy;دامی، می‌تواند در بهبود رشد و عملکرد گیاهان دارویی موثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر نظام‌های خاک‌ورزی بر غلظت عناصر غذایی، صفات ریشه و عملکرد علوفه در بقولات علوفه‌ای</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47141.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، خاک‌ورزی حفاظتی به‌دلیل توانایی در افزایش نفوذ آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک، جایگزین روش‌های مرسوم شده است. این روش‌ها به حداکثر رساندن تولید محصول کمک می‌کنند. همچنین حبوبات به‌عنوان یک منبع غنی و ارزان پروتئین، نقش حیاتی در تغذیه کشورهای در حال توسعه دارند. این گیاهان با ارزش، به‌ویژه در سیستم‌های کشاورزی کم‌نهاده و در تناوب زراعی مناطق خشک، از اهمیت بالایی برخوردارند و به امنیت غذایی این مناطق کمک می‌کنند. بنابراین به‌منظور ارزیابی اثر نظام‌های خاک‌ورزی بر غلظت عناصر غذایی، صفات ریشه و عملکرد علوفه در بقولات علوفه‌ای، آزمایشی به‌طورت اسپلیت‌پلات با قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در شهر خرم‌آباد، طی دو سال زراعی 1402-1401 و 1403-1402 در آبان ماه اجرا شد. آب مورد نیاز گیاهان از بارندگی نرمال در طول فصل رشد تأمین شد و هیچ‌گونه آبیاری صورت نگرفت. عامل اصلی خاک‌ورزی (مرسوم، کم‌خاک‌ورزی و بدون خاک‌ورزی) و عامل فرعی بقولات علوفه‌ای (باقلا (Vicia faba L.) توده بروجرد، ماشک (Vicia sativa L.) رقم لامعی، خلر (Lathyrus sativus L.)، باقلا رقم برکت و فیض)) بود. خاک‌ورزی مرسوم شامل شخم با گاوآهن برگردان‌دار و سپس دیسک، کم‌خاک‌ورزی شامل چیزل‌پکر یا خاک‌ورز مرکب غلطک لوله‌ای دندانه‌‌دار و بی‌خاک‌ورزی فاقد هرگونه عملیات خاک‌ورزی بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر اصلی سیستم خاک‌ورزی و بقولات علوفه‌ای بر همه‌ صفات اندازه‌گیری‌شده و اثر متقابل خاک‌ورزی &amp;amp;times; بقولات علوفه‌ای بر عملکرد علوفه، طول ریشه، حجم ریشه، غلظت عناصر مس، روی و فسفر در اندام‌های هوایی معنی‌دار بودند. براساس نتایج اثر متقابل خاک‌ورزی &amp;amp;times; بقولات علوفه‌ای، بیشترین میزان وزن خشک علوفه (2820.9 کیلوگرم در هکتار) و عنصر مس (50.17 پی‌پی‌ام) در خاک‌ورزی مرسوم و گیاه ماشک مشاهده شد. بیشترین عملکرد تر علوفه (10671.54 و 10581.19 کیلوگرم در هکتار)، طول ریشه (33.89 و 33.39 سانتی‌متر) و غلظت عنصر فسفر (0.85 و 0.84 درصد) از خاک‌ورزی مرسوم و کم‌خاک‌ورزی و گیاه ماشک به دست آمد. همچنین کم‌خاک‌ورزی و کشت گیاه ماشک از بیشترین غلظت عنصر روی (50.69 پی‌پی‌ام) و حجم ریشه (11.74 سانتی‌متر مکعب) برخوردار بودند. خاک‌ورزی مرسوم نسبت به بدون خاک‌ورزی، 32 درصد قطر ریشه، 26 درصد وزن تر علوفه، 21 درصد وزن خشک، 27 درصد پتاسیم، شش درصد آهن، هشت درصد منگنز و 22 درصد تنفس خاک را افزایش داد. به‌طورکلی، این تحقیق بر اهمیت انتخاب سیستم خاک‌ورزی مناسب و نوع بذر در راستای بهینه‌سازی تولید علوفه و بهبود کیفیت آن تأکید دارد و نشان می‌دهد که ماشک در شرایط این آزمایش، عملکرد خوبی داشته است. همچنین روش‌های خاک‌ورزی مرسوم و کم‌خاک‌ورزی به‌دلیل تغییراتی که در شرایط فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک ایجاد می‌کنند، تأثیر قابل توجهی بر عملکرد، صفات ریشه و غلظت عناصر غذایی در منطقه خرم‌آباد دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود رشد و عملکرد گیاه کینوا از طریق پیش‌‎تیمار بذر و محلول‌پاشی با اسیدهای آمینه سرین و گلوتامین</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48193.html</link>
      <description>به منظور بررسی تأثیر اسیدهای آمینه بر بهبود پروتئین و عملکرد دانه کینوا آزمایشی در سال 1402 در آزمایشگاه و مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی شاهرود اجرا گردید. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل پیش&amp;amp;shy;تیمار بذر در چهار سطح (صفر (عدم پیش&amp;amp;shy;‌تیمار)، آب مقطر، سرین و گلوتامین هر کدام با غلظت&amp;amp;shy; 200 میلی&amp;amp;shy;گرم در لیتر) و محلول&amp;amp;shy;پاشی برگی در چهار سطح (شاهد (آب مقطر)، سرین، گلوتامین، ترکیب توأم سرین و گلوتامین هر کدام با غلظت 200 میلی&amp;amp;shy;گرم در لیتر) بود. پیش&amp;amp;shy;تیمار بذور با مواد و غلظت&amp;amp;shy;های یاد شده با رعایت اصول هوادهی بذر به مدت سه ساعت و محلول&amp;amp;shy;پاشی برگی قبل از گلدهی گیاه در شرایط مناسب انجام شد. نتایج نشان داد که اسیدهای آمینه ضمن کاهش پراکسیداسیون لیپیدها و بهبود وضعیت آب برگ سبب افزایش عملکرد شدند. پیش&amp;amp;shy;تیمار و محلول&amp;amp;shy;پاشی با سرین، پیش&amp;amp;shy;تیمار و محلول&amp;amp;shy;پاشی با گلوتامین، پیش&amp;amp;shy;تیمار با سرین به همراه محلول&amp;amp;shy;پاشی توأم سرین و گلوتامین، پیش&amp;amp;shy;تیمار با گلوتامین و محلول&amp;amp;shy;پاشی توأم این دو ماده موجب افزایش وزن هزار دانه در محدوده 27/10 تا 20/12 درصد و افزایش تعداد دانه در خوشه در محدوده 10/9 تا 97/11 درصد گردیدند. محلول&amp;amp;shy;پاشی توأم سرین و گلوتامین و هم&amp;amp;shy;چنین محلول&amp;amp;shy;پاشی گلوتامین و سرین به تنهایی به ترتیب منجر به افزایش 82/0،&amp;amp;nbsp; 59/0 و&amp;amp;nbsp; 52/0 درصدی پروتئین دانه شدند. بیشترین عملکرد دانه مربوط به کاربرد پیش‌تیمار و محلول&amp;amp;shy;‌پاشی سرین، پیش&amp;amp;shy;تیمار و محلول&amp;amp;shy;پاشی گلوتامین و پیش&amp;amp;shy;تیمار با گلوتامین به همراه محلول&amp;amp;shy;پاشی توأم سرین و گلوتامین بود که به ترتیب نسبت به شاهد افزایش 52/30،&amp;amp;nbsp; 91/30 و 02/31 درصدی را نشان دادند. در نهایت در محدوده پژوهش انجام شده کاربرد پیش&amp;amp;shy;تیمار بذرها با سرین و گلوتامین به همراه محلول&amp;amp;shy;پاشی برگی توأم این دو ماده جهت افزایش پروتئین و عملکرد دانه کینوا توصیه می&amp;amp;shy;‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات حفاظتی سدیم هیدروسولفید و سدیم نیتروپروساید بر سمیت نانوذرات نقره، در سویا (Glycine max L.)</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47608.html</link>
      <description>غلظت‌&amp;amp;shy;های زیاد نانوذرات نقره به‌دلیل ویژگی‌های منحصر‌به‌‌فرد مانند اندازه کوچک و سطح ویژه بالا، به‌عنوان یک عامل تنش‌زا در گیاهان شناخته می‌شوند که می‌توانند از طریق القای تنش اکسیداتیو موجب آسیب به گیاه شوند. در این پژوهش، نقش بهبوددهنده سدیم هیدروسولفید (NaHS) و سدیم نیتروپروساید (SNP) کاهش اثرات منفی نانوذرات نقره بر فیزیولوژی، رشد و عملکرد سویا (Glycine max L.) رقم ویلیامز بررسی شد. این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار با سه سطح محلول‌پاشی نانوذرات نقره (0، 1.5 و 3 گرم در لیتر)، سه سطح محلول‌پاشی سدیم هیدروسولفید &amp;amp;nbsp;(0، 0.5 و 1 میلی&amp;amp;shy;مولار) و دو سطح محلول‌پاشی &amp;amp;nbsp;سدیم نیتروپروساید (0 و 120 میکرومولار) در سال 1402 اجرا گردید. نتایج نشان داد که نانوذرات نقره موجب کاهش عملکرد، محتوای نسبی آب برگ و غلظت رنگدانه‌ها شد، درحالی‌که استفاده ترکیبی از سدیم هیدروسولفید و سدیم نیتروپروساید با افزایش سطح محافظت‌کننده&amp;amp;shy;‌هایی نظیر فلاونوئیدها، آنتوسیانین و قندهای محلول، آسیب‌های ناشی از تنش را کاهش داد. در تیمار حاوی سه گرم در لیتر نانوذرات &amp;amp;shy;نقره، 0.5 میلی‌مولار سدیم هیدروسولفید و عدم مصرف سدیم نیتروپروساید، میزان کلروفیل a با مقدار 0.78 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ کمترین مقدار را در بین تمامی تیمارها نشان داد. بیشترین عملکرد دانه (420.3 گرم در مترمربع) در تیمار بدون نانوذرات &amp;amp;shy;نقره و با مصرف یک میلی‌مولار سدیم هیدروسولفید به‌ دست آمد که نسبت به شاهد (270 گرم در مترمربع) افزایش 36 درصدی نشان داد. در مجموع، کاربرد سدیم هیدروسولفید و سدیم نیتروپروساید در شرایط تنش نانوذرات &amp;amp;shy;نقره، اثرات حفاظتی مؤثری برجای گذاشت و می‌تواند به‌عنوان رویکردی کارآمد برای مدیریت تنش‌های ناشی از فلزات سنگین در گیاهان پیشنهاد شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مدیریت تلفیقی عنصر گوگرد و کود آلی بر عملکرد و اجزای عملکرد کتان روغنی در شرایط اهواز</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47736.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی تأثیر باکتری تیوباسیلوس، کاربرد گوگرد و کود آلی بر عملکرد و رشد کتان روغنی در شرایط اهواز، پژوهشی در سال زراعی 1401-1402 در دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. آزمایش به صورت طرح فاکتوریل بر پایه بلوک‌های کامل تصادفی در 3 تکرار انجام شد. فاکتور اول شامل سطوح مختلف گوگرد و تیوباسیلوس در 5 سطح شامل: شاهد (بدون استفاده از گوگرد و تیوباسیلوس)، 200 کیلوگرم گوگرد در هکتار، 400 کیلوگرم گوگرد در هکتار، 100کیلوگرم گوگرد در هکتار همراه با مایه تلقیح باکتری تیوباسیلوس و&amp;amp;nbsp; 200کیلوگرم گوگرد در هکتار همراه با مایه تلقیح باکتری تیوباسیلوس بود. فاکتور دوم شامل استفاده از کود آلی در سه سطح: شاهد (عدم استفاده از کود آلی)، 6 تن ورمی‌کمپوست و 6 تن کمپوست باگاس نیشکر بود. نتایج نشان داد که در بین سطوح مختلف کود آلی، کمترین میانگین تعداد شاخه (03/7 شاخه)، تعداد کپسول در بوته (185 کپسول)، تعداد دانه در کپسول (3/7 دانه)، در تیمار شاهد (عدم کاربرد کود آلی) مشاهده شد. در مقابل در شرایط کاربرد تیمار 6 تن ورمی&amp;amp;lrm;کمپوست، بیشترین تعداد شاخه در بوته (9/7 شاخه در بوته)، انشعابات فرعی (1/34 شاخه)، وزن هزار دانه (1/6 گرم)، عملکرد دانه (3218 کیلوگرم در هکتار) به دست آمد. نتایج نشان داد که کاربرد ورمی‌کمپوست در بین سطوح کود آلی و تیمار 200 کیلوگرم گوگرد همراه با تلقیح باکتری در بین سطوح گوگرد، تأثیر مثبت و معنی‌داری داشت. کاربرد تلفیقی این تیمارها منجر به بهبود عملکرد دانه و اجزای آن شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واسنجی، ارزیابی و تعیین اعتبار مناسب‌ترین الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای پیش‌بینی عملکرد دانه ذرت (Zea mays L.) تحت شرایط کاربرد کودهای زیستی: رهیافتی بین‌رشته‌ای</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47363.html</link>
      <description>پیش‌بینی عملکرد دانه، بخشی کلیدی در کشاورزی است که به کشاورزان و برنامه‌ریزان کمک می‌کند تا منابع را به‌طور کارآتر مدیریت کرده و بهره‌وری را بالا ببرند. این مطالعه به بررسی و مقایسه هشت الگوریتم یادگیری ماشین برای پیش‌بینی عملکرد دانه ذرت (Zea mays L.) با استفاده از 73 ویژگی گیاهی و خاکی، شامل 32 ویژگی اصلی و 41 ویژگی تعاملی مهندسی‌شده پرداخته است. آزمایش‌ها در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد طی دو سال انجام شد و داده‌ها با تقسیم تصادفی (70 درصد آموزش، 15 درصد اعتبارسنجی، 15 درصد تست) و استانداردسازی &amp;amp;nbsp;(StandardScaler) پردازش شدند. ابتدا، مدل رگرسیون گام‌به‌گام پس‌رونده 13 ویژگی کلیدی (مثلCanopy Temp_3، % P plant) را شناسایی کرد (R&amp;amp;sup2;(adj)=58.53%). سپس، الگوریتم‌هایANFIS، Transformer، ANN، SVR، LightGBM، XGBoost، Enhanced DNN و SVM از بین 15 الگوریتم رایج، غربال و ارزیابی شدند. معیارهایR&amp;amp;sup2;، RMSE، MAE وWillmott&amp;amp;rsquo;s d &amp;amp;nbsp;نشان داد که ANFIS (R&amp;amp;sup2;=0.555)، Transformer (R&amp;amp;sup2;=0.545) و ANN (R&amp;amp;sup2;=0.518) بهترین عملکرد را داشتند، درحالی‌که SVM (R&amp;amp;sup2;=0.325) ضعیف‌ترین بود. نمودارهای SHAP و Decision Plot نشان داد که تعاملات مثل Leaf Area Index_Dry Matter Yield وCanopy Temp_4 &amp;amp;nbsp;در پیش‌بینی نقش کلیدی دارند. تحلیل همبستگی، دو خوشه اصلی (فیزیولوژیکی و عملکردی) را آشکار کرد، و توزیع‌های اُریب داده‌ها لزوم مدل‌های غیرخطی را تأیید کرد. نتایج نشان داد که مدل‌های شبکه عصبی (به‌ویژه با سازوکار‌های Attention وTensorFlow) روابط اکوفیزیولوژیکی پیچیده را بهتر مدل‌سازی می‌کنند. ویژگی‌هایی مثل دمای تاج‌پوشش و برهم‌کنش محتوای نیتروژن گیاه-درصد کلونیزاسیون ریشه به‌عنوان متغیرهای اصلی شناسایی شدند که نشان‌دهنده اهمیت تعاملات بین جذب عناصر غذایی و پاسخ‌های فیزیولوژیکی گیاه بودند. این مطالعه نشان داد که ترکیب ویژگی‌های تعاملی با الگوریتم‌‌های پیشرفته یادگیری ماشین می‌تواند از یک سو، دقت پیش‌بینی را بالا ببرد و به افزایش کارآیی سیستم‌‌های تولید گیاهان زراعی در راستای اهداف کشاورزی پایدارکمک کند و از سوی دیگر، زمینه‌‌های لازم برای مدیریت زراعی دقیق، شناسایی مسیرهای اکوفیزیولوژیکی مؤثر در شکل‌گیری عملکرد نهایی و سازگاری با تغییرات اقلیمی را فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل ایجادکننده خلأ عملکرد پنبه در شهرستان بهشهر با روش CPA</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48194.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مدیریتی مؤثر بر خلا عملکرد پنبه آبی در شهرستان بهشهر بود. این تحقیق پیمایشی طی دو سال زراعی (۱۴۰۱ و ۱۴۰۲) در ۸۸ مزرعه پنبه در منطقه میانکاله انجام شد. داده‌های مدیریتی و عملکرد مزارع از طریق مصاحبه و بازدید جمع‌آوری و با روش تحلیل مقایسه کارکرد (CPA) مبتنی بر رگرسیون گام‌به‌گام تحلیل گردید. نتایج نشان داد که بین متوسط عملکرد واقعی کشاورزان (۲۱۰۳ کیلوگرم در هکتار) و عملکرد پتانسیل (۴۶۲۰ کیلوگرم در هکتار)، خلا عملکردی برابر با ۲۵۱۸ کیلوگرم در هکتار (معادل ۵۴/۵ درصد) وجود دارد. تحلیل رگرسیونی نشان داد که مدیریت آفات و مدیریت تغذیه نیتروژن، تعیین‌کننده‌ترین عوامل در ایجاد این خلا بودند. چهار عامل بیشترین تأثیر را داشتند: ۱) دفعات کاربرد آفت‌کش با سهم ۵۵ درصد، مهم‌ترین عامل بود که نشان‌دهنده چالش جدی با طغیان آفات (به‌ویژه کرم غوزه) و واکنش کشاورزان به آن بود. ۲) مقدار نیتروژن سرک با تأثیر مثبت ۳۶ درصدی، بر اهمیت تغذیه بهینه تأکید داشت. ۳) و ۴) استفاده از سموم پروکلیم فیت (سهم ۶ درصد) و فن پروکسی میت (اورتوس) (سهم ۳ درصد) همبستگی منفی و معناداری با کاهش عملکرد داشتند. این ارتباط منفی نه به دلیل ناکارآمدی سموم، بلکه به خاطر کاربرد نامناسب آن‌ها پس از وقوع خسارت اقتصادی و از بین رفتن حشرات مفید بود که ضعف در زمان‌بندی مبارزه را نشان می‌دهد. جهت کاهش خلا عملکرد، تمرکز بر اصلاح زمان‌بندی مبارزه با آفات (IPM) و بهینه‌سازی مصرف کود نیتروژن ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد و خصوصیات زراعی ارقام و لاین‌های پیشرفته سورگوم علوفه‌ای (Sorghum bicolor L.) تحت تنش شوری در منطقه سیستان</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47336.html</link>
      <description>با توجه به توقف ورود آب به رودخانه هیرمند و افزایش شوری آب چاه‌های سطحی در منطقه سیستان، نیاز به گزینش و کشت ژنوتیپ&amp;amp;shy;‌های متحمل به شوری ضرورت دارد. به‌منظور بررسی تأثیر تنش شوری بر عملکرد و صفات ریخت‌شناسی ارقام و لاین‌های جدید سورگوم علوفه‌&amp;amp;shy;ای (Sorghum bicolor L.) ، آزمایشی به‌صورت اسپلیت‌پلات در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;‌های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال‌های زراعی 1399 و 1400 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی زهک انجام شد. در این آزمایش، شوری آب آبیاری در سه سطح (شامل شاهد و شوری متوسط و شدید به‌ترتیب با هدایت‌های الکتریکی 3-2، 6-4 و 8-6 دسی‌زیمنس بر متر) به‌عنوان عامل اصلی و شش ژنوتیپ سورگوم علوفه‌ای (ارقام پگاه، اسپیدفید و منصور و لاین‌های KFS15، KFS16 و KFS17) به&amp;amp;shy;عنوان عامل فرعی مورد بررسی قرار گرفتند. اثر برهم‌کنش شوری و ژنوتیپ بر تمام صفات مورد بررسی معنی‌دار بود. بیشترین درصد پروتئین به‌ترتیب در رقم منصور و اسپیدفید و آبیاری غیرشور با میانگین 15.03 و 14.75 درصد به دست آمد. بیشترین عملکرد علوفه تر و خشک (به‌ترتیب 146.943 و 38.714 تن در هکتار) در شرایط آبیاری غیرشور و رقم منصور حاصل شد. در سطح شوری شدید رقم پگاه با عملکرد علوفه تر و خشک به‌ترتیب 72.010 و 21.297 تن در هکتار نسبت به بقیه ارقام و لاین‌ها برتری داشت. با توجه به نتایج، در شرایط آبیاری غیرشور، رقم منصور و در شرایط آبیاری با آب شور رقم پگاه به‌عنوان ارقام علوفه‌ای مناسب برای منطقه سیستان قابل ‌توصیه هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکنش برخی شاخص‌های رشدی، عملکرد و کیفیت علوفه دو رقم کینوا (Chenopodium quinoa Willd) به سطوح مختلف تراکم بوته در منطقه باوی، استان خوزستان</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48195.html</link>
      <description>با هدف بررسی اثرات تراکم‌های مختلف بوته و ارقام کینوا بر رشد و عملکرد علوفه، آزمایش مزرعه‌ای به&amp;amp;lrm;صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک&amp;amp;lrm;های کامل تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 1403-1402 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان اجرا شد. فاکتور&amp;amp;lrm;های آزمایشی شامل تراکم بوته در سه سطح (30، 50 و 70 بوته در متر‌مربع) و دو رقم کینوا (شامل رحمت و صدوق) بود. براساس نتایج تجزیه واریانس، اثر تراکم بوته بر شاخص سطح برگ، درصد پروتئین علوفه و عملکرد پروتئین علوفه و اثر رقم بر عملکرد پروتئین علوفه و عملکرد علوفه معنی‌دار بود. همچنین برهمکنش تراکم بوته و رقم بر درصد پروتئین و عملکرد پروتئین علوفه معنی‌دار شد. نتایج نشان داد، بیش‌ترین و کم‌ترین شاخص سطح برگ به‌ترتیب با میانگین (۸۷/3) و (۱۱/3) در تراکم 70 و 30 بوته در متر‌مربع مشاهده شد. همچنین بیش&amp;amp;lrm;ترین درصد پروتئین علوفه در تراکم 30 بوته در مترمربع به ترتیب در رقم صدوق (35/6 درصد) و رقم رحمت (03/6 درصد) و بیش‌ترین عملکرد پروتئین علوفه (با 1163 کیلوگرم در هکتار) نیز در 30 بوته در متر‌مربع و رقم صدوق به‌دست آمد. ضمن این‌که بیش‌ترین عملکرد علوفه خشک با میانگین (18259 کیلوگرم در هکتار) در رقم صدوق و کم‌ترین آن با میانگین (10633 کیلوگرم در هکتار) در رقم رحمت مشاهده شد که اختلاف معنی‌دار داشتند. در مجموع، کاربرد بهینه تراکم بوته موجب افزایش شاخص سطح برگ، درصد و عملکرد پروتئین علوفه گردید. رقم صدوق عملکرد بهتری را جهت افزایش کمیت و کیفیت علوفه کینوا در شرایط منطقه مورد نظر تولید کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مداکس‌تاپ بر عملکرد دانه، کیفیت بذر و ویژگی‌های فیزیولوژیک دو رقم سورگوم علوفه‌ای (Sorghum bicolor (L.) Moench) آزادگرده‌افشان</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47337.html</link>
      <description>تأثیر تنظیم‌کننده رشد مداکس‌تاپ بر عملکرد دانه، کیفیت بذر، عملکرد علوفه و شاخص‌های فیزیولوژیک دو رقم آزادگرده‌افشان سورگوم علوفه‌ای (Sorghum bicolor (L.) Moench) طی آزمایشی به‌صورت فاکتوریل اسپلیت‌پلات در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال‌های 1402 و 1403 در کرج بررسی شد. عامل‌های آزمایش شامل دُز (صفر، نیم، یک و دو لیتر در هکتار) و زمان محلول‌پاشی مداکس‌تاپ (مراحل 4-3 و 8-6 برگی) در کرت‌های اصلی و ارقام منصور و بهشت در کرت‌های فرعی بودند. با افزایش دُز مصرف مداکس‌تاپ، شاخص سبزینگی برگ، محتوای نشاسته، کربوهیدرات‌ها، قندهای محلول، عملکرد دانه و درصد جوانه‌زنی بذر به‌طور معنی‌داری افزایش پیدا کرد، امّا این تغییرات با کاهش شاخص سطح برگ و عملکرد علوفه همراه بود. محلول‌پاشی در مرحله 3-4 برگی نسبت به مرحله 8-6 برگی، محتوای نشاسته و عملکرد دانه را به‌طور معنی‌داری افزایش و عملکرد علوفه را کاهش داد. دُز دو لیتر در هکتار مداکس‌تاپ، در مرحله 4-3 برگی بالاترین عملکرد دانه را به همراه داشت. رقم منصور از نظر صفات کیفی و عملکرد علوفه برتری معنی‌داری نسبت به رقم بهشت داشت. افزایش محتوای قندهای محلول دانه رقم منصور با کاربرد دو لیتر در هکتار مداکس‌تاپ در سال اول نسبت به شاهد 23.2 درصد و بیشترین عملکرد دانه (4542 کیلوگرم در هکتار) با دُز یک لیتر در هکتار در سال دوم (با افزایش 68.1 درصد نسبت به شاهد) به ‌دست آمد. در مجموع، محلول‌پاشی مداکس‌تاپ با دُز دو لیتر در هکتار برای تولید بذر با کمیت و کیفیت مناسب و دُز یک لیتر در هکتار برای تولید هم‌زمان دانه و علوفه قابل ‌توصیه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر قارچ میکوریزا و باکتری‌های محرک رشد بر رنگیزه‌های فتوسنتزی، آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی و عملکرد گندم تحت رژیم‌های مختلف آبیاری</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48196.html</link>
      <description>گندم (Triticum aestivum L.) یکی از مهم‌ترین غلات جهان است. تنش خشکی به عنوان یکی از اصلی‌ترین عوامل محدودکننده عملکرد گندم شناخته می‌شود. بنابراین، یافتن راهکارهای زیستی از جمله استفاده از قارچ میکوریزا و باکتری‌های محرک رشد جهت افزایش مقاومت گیاه اهمیت زیادی دارد. این پژوهش در سال زراعی 401-1400 در مزرعه تحقیقاتی جهاد کشاورزی ارشق از توابع شهرستان مشگین‌شهر واقع در استان اردبیل با هدف بررسی اثر کاربرد جداگانه و ترکیبی قارچ میکوریزا و باکتری‌های محرک رشد بر رنگیزه‌های فتوسنتزی، آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی و عملکرد گندم تحت سطوح مختلف آبیاری انجام گرفت. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. عامل‌ها شامل چهار سطح کود زیستی (شاهد، قارچ میکوریزا، باکتری‌های محرک رشد، و ترکیب هر دو) و سه رژیم آبیاری (آبیاری کامل، آبیاری معادل ۵۰ درصد نیاز آبی و قطع آبیاری) بودند. بیشترین درصد کلونیزاسیون ریشه (6/79 درصد)، محتوای کلروفیل a و b و کاروتنوئیدها ( به ترتیب 55/2، 85/0 و 204/0 میلی‌گرم بر گرم) و عملکرد دانه (6/4891 کیلوگرم در هکتار) در تیمار آبیاری کامل همراه با کاربرد توأم هر دو کود زیستی به دست آمد. در تمامی سطوح آبیاری کاربرد کودهای زیستی به‌ویژه کاربرد توام آنها موجب بهبود صفات زراعی و فیزیولوژیکی گیاه شد. یافته‌های این آزمایش نشان داد که کاربرد ترکیبی قارچ میکوریزا و باکتری‌های محرک رشد، از طریق تقویت سیستم دفاع آنتی‌اکسیدانی و ظرفیت فتوسنتزی راهکاری موثر برای کاهش خسارات ناشی از تنش خشکی است و زمینه کاهش مصرف کودهای شیمیایی را فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واسنجی و تعیین اعتبار مدل SSM-iCrop 2 برای پیش‌بینی رشد و عملکرد عدس (Lens culinaris Medik.)</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47606.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به‌منظور تخمین پارامترهای مدل SSM-iCrop2 و ارزیابی کارآیی آن در پیش‌بینی رشد و نمو عدس (Lens culinaris Medik.) انجام شد. به‌منظور جمع&amp;amp;shy;آوری داده‌‌های لازم برای واسنجی و ارزیابی مدل، آزمایش&amp;amp;shy;هایی به‌صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی و شهرستان ازنا طی سال&amp;amp;shy;های زراعی 1400 و 1401 اجرا گردید. تیمار&amp;amp;shy;ها شامل رژیم آبیاری (بدون آبیاری، یک بار آبیاری در مرحله گل‌دهی و دو بار آبیاری در مراحل گل‌دهی و پُر شدن دانه) به‌عنوان عامل اصلی، تاریخ کشت (27 بهمن، 9 اسفند، 21 اسفند برای کرمانشاه و 6، 16 و 24 اسفند برای ازنا) و رقم (بیله سوار، کیمیا و گچساران) به‌عنوان فاکتور فرعی بود. نتایج واسنجی مدل حاکی از دقت مناسب مقادیر پارامترهای گیاهی به‌کار‌رفته در ساختار مدل بود که منجر به پیش‌&amp;amp;shy;بینی بسیار دقیق ویژگی‌های رشد و عملکرد شد. نتایج ارزیابی‌&amp;amp;shy;ها نشان از دقت قابل قبول SSM-iCrop2 در شبیه‌&amp;amp;shy;سازی روند تغییرات مراحل نموی و عملکرد دانه ارقام در تیمارهای مورد بررسی داشت. مقدار RMSE مرحله نموی روز از کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک در کرمانشاه برای ارقام بیله سوار، کیمیا و گچساران به‌ترتیب 5.2، 5.2 و 4.3 روز و در ازنا به‌ترتیب 12.9، 12.5 و 11.8 روز بود. مقدار RMSE عملکرد دانه در کرمانشاه از 4.1 تا 15.2 و ازنا از چهار تا هفت گرم در مترمربع بود. بنابراین می‌توان از مدلSSM-iCrop2 &amp;amp;nbsp;برای بررسی وضعیت مدیریت زراعی و تجزیه و تحلیل رشد و عملکرد عدس در شرایط کرمانشاه و ازنا استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثر تلفیقی کود آلی مبتنی بر بیوچار و کود شیمیایی بر عملکرد زیره سبز(Cuminum cyminum L.)</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48197.html</link>
      <description>به منظور بررسی اثر بیوچار و کود کامل NPK و تلفیق آنها بر عملکرد و اجزاء عملکرد دو توده محلی زیره سبز(Cuminum cyminum L) آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل کود شیمیایی (20-20-20) NPK (در سه سطح صفر، 40 و 80 کیلوگرم در هکتار)، بیوچار (در دو سطح صفر و 10 تن در هکتار) و دو توده محلی زیره سبز خوسف و سرایان بودند. نتایج نشان داد که صفات مورد مطالعه تحت تأثیر بیوچار و کود NPK قرار گرفتند و بین سطوح تیمارهای کودی بیوچار و NPK اختلاف آماری معنی‌داری وجود داشت. همچنین نتایج نشان‌دهنده تفاوت معنی‌دار بین دو توده مورد مطالعه بود. نتایج نشان‌دهنده برتری توده خوسف نسبت به توده سرایان با دارا بودن بیشترین میزان صفات رشدی و عملکردی می‌باشد. بیشترین میزان عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک از توده خوسف، کاربرد 10 تن در هکتار بیوچار و کاربرد 40 کیلوگرم در هکتار NPK به‌دست آمد. همچنین نتایج نشان داد که بین سطوح 40 و 80 کیلوگرم در هکتار NPK تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. بنابراین کاربرد 40 کیلیوگرم در هکتار NPK برای حصول عملکرد قابل قبول توصیه می‌گردد که ضمن کاهش هزینه‌های مصرفی از آلودگی زیست محیطی نیز جلوگیری می‌گردد. با توجه به نتایج این آزمایش می‌توان نتیجه گرفت که کاربرد بیوچار ضمن کاهش مصرف کودهای شیمیایی و کم شدن اثرات سوء زیست محیطی، روش مناسبی برای تولید سالم و پایدار گیاهان دارویی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی محلول‌پاشی سیتوکینین، آهن، روی و سلنیوم بر شاخص‌های فلورسانس کلروفیل گندم (Triticum aestivum L.) تحت تنش خشکی</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_47607.html</link>
      <description>به&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;‌منظور ارزیابی سیتوکینین و محلول&amp;amp;shy;پاشی عناصر ریزمغذی و اثرات مفید آنان بر فتوسنتز گیاه و عملکرد گندم (Triticum aestivum L.) در شرایط تنش خشکی، پژوهشی در دو منطقه کرج و همدان به&amp;amp;shy;‌صورت اسپلیت&amp;amp;shy;‌پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. ‌عامل‌های آزمایش شامل رژیم‌&amp;amp;shy;های آبیاری با سه سطح (الف: آبیاری در 40 درصد تخلیه رطوبت قابل دسترس در تمام دوره رشدی (شاهد)، ب: آبیاری نرمال تا گرده&amp;amp;shy;‌افشانی و ج: آبیاری در 60 درصد تخلیه رطوبت قابل دسترس تا پایان دوره رشد، آبیاری نرمال تا گرده‌افشانی و قطع آبیاری تا پایان دوره رشد)، در کرت&amp;amp;shy;‌های اصلی و فاکتوریل عناصر نانو کم‌&amp;amp;shy;مصرف با پنج سطح: شاهد (عدم مصرف عناصر ریزمغذی نانو)، محلول‌&amp;amp;shy;پاشی روی، آهن، سلنیوم و ترکیب سه عنصر (آهن + روی + سلنیوم)) و زمان استفاده از سیتوکینین با چهار سطح (شاهد (عدم مصرف)، مصرف در مرحله گل‌دهی، مصرف در مرحله شیری شدن و مصرف در مرحله گل‌دهی + شیری شدن) در کرت&amp;amp;shy;‌های فرعی بودند. نتایج نشان داد که تیمار آبیاری نرمال موجب افزایش فلورسانس پایدار (26.68 درصد)، شاخص فلورسانس متغیر (24.78 درصد) نسبت به تیمار آبیاری نرمال تا گرده‌&amp;amp;shy;افشانی و بعد از آن قطع کامل آبیاری شد. عناصر روی + آهن + سلنیوم سبب بهبود فلورسانس پایدار (26.16 درصد) و فلورسانس متغیر (21.48 درصد) نسبت به شاهد گردید. محلول&amp;amp;shy;‌پاشی سیتوکینین در گرده‌&amp;amp;shy;افشانی + شیری شدن دانه، فلورسانس پایدار (15.34 درصد) و فلورسانس متغیر (20.74 درصد) را نسبت به شاهد افزایش داد. بنابراین اعمال تنش خشکی بر گندم قابل توصیه نیست و کاربرد هورمون سیتوکینین و همچنین عناصر ریزمغذی برای بهبود شرایط کشت گندم قابل توصیه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پاسخ‌های زراعی متمایز توده‌های بومی گوار به تاریخ کاشت: راهبردی برای مدیریت تنش خشکی</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48198.html</link>
      <description>گوار (Cyamopsis tetragonoloba) گیاهی متحمل به خشکی و مناسب برای کشت در مناطق خشک مانند سیستان و بلوچستان است. با این حال، اطلاعات مدونی در خصوص مدیریت بهینه زراعی آن، به ویژه واکنش توده‌های بومی به تاریخ کاشت، وجود ندارد. این پژوهش با هدف تعیین مناسب‌ترین تاریخ کاشت و سازگارترین توده بومی گوار برای دستیابی به عملکرد پایدار در شرایط آب و هوایی سرباز انجام شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ اجرا شد. فاکتورها شامل سه تاریخ کاشت (۱۵ اسفند، ۱۵ فروردین و ۱۵ اردیبهشت) و سه توده بومی گوار (گرمبیت، سراوان و سرباز) بودند. صفات فنولوژیک، اجزای عملکرد و عملکرد نهایی دانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر متقابل تاریخ کاشت و توده بر صفات مورد بررسی، از جمله عملکرد دانه، معنی‌دار بود. توده سرباز در تاریخ کاشت اول (۱۵ اسفند) با تولید ۲۶۸۹ کیلوگرم در هکتار بیشترین عملکرد دانه را داشت، اما در تاریخ کاشت 15 اردیبهشت دچار افت شدید ۶۲ درصدی شد و عملکرد آن به ۱۰۳۳ کیلوگرم در هکتار رسید. در مقابل، توده گرمبیت پایداری عملکرد قابل توجهی نشان داد؛ به طوری که افت عملکرد آن (۳۶٪) تقریباً نصف کاهش شدید ۶۲ درصدی مشاهده شده در توده سرباز بود (کاهش از ۲۳۹۳ به ۱۵۳۵ کیلوگرم در هکتار). این پایداری به استراتژی فرار از تنش (زودرسی با ۸۴ تا ۹۴ روز) و توانایی حفظ اجزای کلیدی عملکرد مانند تعداد غلاف و دانه در بوته تحت تنش نسبت داده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر محلول‌پاشی توأم سالیسیلیک اسید و آهن بر بهبود وضعیت آبی، کاهش آسیب اکسیداتیو و ارتقای عملکرد کمی و کیفی دانه ذرت پیش‌تیمارشده با اتفن در شرایط تنش کم‌آبی</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48268.html</link>
      <description>تنش کم‌آبی از مهمترین عوامل محدودکننده تولید و کیفیت دانه ذرت (Zea mays L.) در مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان است. این پژوهش با هدف بررسی اثر محلول‌پاشی سالیسیلیک اسید و آهن بر بهبود وضعیت آبی، کاهش آسیب اکسیداتیو و ارتقای عملکرد کمی و کیفی دانه ذرت رقم سینگل کراس 704 پیش‌تیمارشده با اتفن در شرایط تنش کم‌آبی اجرا گردید. آزمایش به صورت طرح کرت‌های دو بار خرد شده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار طی دو سال زراعی در یک مزرعه با اقلیم نیمه‌خشک واقع در شهرستان گتوند در استان خوزستان انجام شد. فاکتورها شامل رژیم آبیاری (آبیاری کامل و قطع آبیاری در مرحله ظهور بلال)، محلول‌پاشی سالیسیلیک اسید (صفر، 100، 200 و 300 میلیگرم بر لیتر ) و محلول‌پاشی آهن (صفر، 2 و 4 کیلوگرم بر هکتار) بودند. تمام بذور با اتفن (0.05 میلی‌مولار) پیش‌تیمار شدند. نتایج نشان داد که تنش خشکی غلظت دی‌هیدروکسی‌گوآنوزین (8‑OHdG) را افزایش و مقدار نسبی آب برگ، غلظت کلروفیل a و b، آهن دانه و عملکرد دانه را کاهش داد، اما درصد پروتئین دانه را افزایش داد. کاربرد سالیسیلیک اسید و آهن به‌ویژه در بالاترین سطوح (300 میلیگرم &amp;amp;nbsp;بر لیتر &amp;amp;nbsp;و 4 کیلوگرم بر هکتار) غلظت 8‑OHdG را کاهش و سایر صفات را بهبود بخشید. برهمکنش سه‌گانه آبیاری، سالیسیلیک اسید و آهن بر عملکرد دانه معنادار بود و تیمار 300 میلیگرم &amp;amp;nbsp;بر لیتر &amp;amp;nbsp;سالیسیلیک اسید با 4 کیلوگرم آهن بر هکتار در هر دو شرایط آبیاری بالاترین عملکرد دانه را تولید کرد. به‌طور کلی، پیش‌تیمار بذر با اتفن و محلول‌پاشی سالیسیلیک اسید (300 میلیگرم &amp;amp;nbsp;بر لیتر ) و آهن (4 کیلوگرم بر هکتار) با کاهش آسیب اکسیداتیو DNA، بهبود وضعیت آبی و فتوسنتزی و ارتقای کیفیت دانه، عملکرد ذرت را در شرایط تنش کم‌آبی بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات رژیم‌های آبیاری و آرایش کاشت بر پویایی رشد، عملکرد و کارایی مصرف آب ذرت (Zea mays L.) تحت شرایط نیمه‌خشک</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48622.html</link>
      <description>باتوجه به کمبود منابع‌آب شرایط نیمه‌خشک و نیاز به افزایش بهره‌وری‌آب در کشاورزی، مطالعه عوامل موثر بر بهبود عملکرد و کارایی آب‌اهمیت زیادی دارد. به‌همین منظور پژوهشی روی ذرت رقم هیدو به‌صورت کرت‌های خردشده در قالب طرح‌بلوک کامل تصادفی با سه سطح‌آرایش کاشت (11&amp;amp;times;75، 15&amp;amp;times;55 و 18&amp;amp;times;45 سانتی‌متر) با تراکم ثابت 11 بوته در مترمربع و سه سطح آبیاری (100، 85 و 70 درصد نیازآبی) به‌ترتیب به‌عنوان عامل فرعی و اصلی در سه‌تکرار در سال 1401 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. نتایج نشان دادکه آبیاری کامل در آرایش‌های کاشت ۱۱&amp;amp;times;۷۵ و 15&amp;amp;times;55 بیشترین سرعت‌رشد محصول، سرعت‌رشد نسبی و سرعت‌جذب خالص دارا بودند. با کاهش آبیاری از 100 درصد نیازآبی به 85 و 70 درصد به‌ترتیب شاخص سطح‌برگ 11 و 27 درصدکاهش یافت. بیشترین ارتفاع بوته، وزن بلال و عملکرد دانه مربوط به آبیاری کامل و آرایش کاشت 15&amp;amp;times;55 بود. تیمار آبیاری کامل و آرایش کاشت 11&amp;amp;times;75 دارای بیشترین مقدار ماده خشک بود. تیمارهای آبیاری کامل و آرایش کاشت 11&amp;amp;times;75 و 70 درصد نیازآبی و آرایش کاشت 18&amp;amp;times;45 به‌ترتیب بیشترین کمترین کارایی مصرف آب را دارا بودند. به‌طور‌کلی روند تغییرات شاخص‌های برداشت نشان دادکه تا حدود 60 روز پس از سبز شدن تیمار آبیاری ۸۵ درصد نیازآبی دارای برتری نسبی بود و پس ازآن تیمار آبیاری کامل بیشترین تولید را نشان‌داد. به‌نظر می‌رسد با کاهش مصرف در ابتدای رشد می‌توان مدیریت بهتری در میزان آب مصرفی داشت. درمیان آرایش‌های کاشت، آرایش کاشت 15&amp;amp;times;55 به‌دلیل توزیع متعادل‌تر گیاهان و بهینه‌سازی دریافت نور در اغلب صفات‌موثر بر عملکرد برتر بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکنش کلزا (Brassica napus L) به مقادیر و روش‌های کاربرد منیزیم در خاک‌های با سطوح متفاوت این عنصر در استان مازندران</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48623.html</link>
      <description>ین پژوهش با هدف بررسی اثر مصرف خاکی و محلول‌پاشی منیزیم بر عملکرد کلزا، در سه ایستگاه تحقیقاتیمازندران (بایع کلا، قراخیل و دشت ناز) با سطوح متفاوت منیزیم خاک طی دو سال زراعی (1401-1399) اجرا شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و در سه سطح مصرف خاکی (صفر، ۵۰ و ۱۵۰ کیلوگرم سولفات منیزیم در هکتار، پیش کشت) و دو سطح محلول‌پاشی سولفات منیزیم (غلظت صفر و ۵ در هزار در مرحله خروج از روزت) اجرا شد. افزایش تعداد خورجین با افزایش عملکرد دانه از 2640 به 3908 کیلوگرم در هکتار همراه بود. اثر مکان بر همه صفات رشدی کلزا معنی‌دار بود، به‌گونه‌ای که در قراخیل، عملکرد کم‌‌تر (2759 کیلوگرم در هکتار) نسبت به بایع‌کلا و دشت‌ناز ثبت شد. برهم‌کنش مصرف منیزیم خاکی، محلول‌پاشی و مکان کشت نشان داد که در بایع‌کلا، کاربرد منیزیم خاکی تا ۱۵۰ کیلوگرم در هکتار عملکرد دانه را افزایش داد، اما ترکیب آن با محلول‌پاشی در سطوح بالاتر به کاهش عملکرد منجر شد. در قراخیل، علی‌رغم بهبود صفات رشدی، پاسخ عملکردی به‌دلیل نسبت نامتعادل منیزیم و پتاسیم محدود باقی ماند. تحلیل همبستگی سه منطقه نشان داد، عملکرد دانه با تعداد خورجین و وزن خشک بوته قبل از مرحله گلدهی، همبستگی مثبت و معنی‌دار داشت و غلظت بالاتر منیزیم در اندام هوایی کلزا، همراه با نسبت متعادل‌ترK/Mg ، با رشد رویشی قوی‌تر و عملکرد بیشتر، همراه بود. به‌طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که کارایی مصرف منیزیم در کلزا به شرایط خاک و روش کاربرد وابسته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر پیش‌تیمار بذر با ویتامین‌های گروه B بر بهبود صفات فیزیولوژیک، کیفی و عملکرد کلزا تحت فرسودگی بذر</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48624.html</link>
      <description>فرسودگی بذر با کاهش کیفیت بذر، استقرار گیاهچه و عملکرد نهایی گیاه همراه است. پیش‌تیمار بذر به‌عنوان روشی کم‌هزینه می‌تواند در بهبود کیفیت بذور فرسوده مؤثر باشد. به‌منظور بررسی اثر پیش‌تیمار بذر با ویتامین‌های گروه B بر ویژگی‌های جوانه‌زنی و عملکرد گیاه، آزمایش‌های آزمایشگاهی و مزرعه‌ای به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه صنعتی شاهرود اجرا شد. تیمارها شامل سه سطح فرسودگی بذر (۰، ۵۰ و ۱۰۰ ساعت در دمای ۴۰ درجه سانتی‌گراد) و هفت سطح پیش‌تیمار (شاهد، آب مقطر و ۱۰۰ میلی‌گرم بر لیتر تیامین، ریبوفلاوین، پانتوتنیک اسید، پیریدوکسین و نیاسین) بودند. نتایج نشان داد که فرسودگی بذر سبب کاهش معنی‌دار کلروفیل a، کاروتنوئید، عملکرد دانه، درصد روغن و پروتئین دانه شد؛ به‌طوری‌که عملکرد دانه از 44/158 گرم در متر مربع در شاهد به 4/89 و 6/87 گرم در متر مربع به‌ترتیب در فرسودگی ۵۰ و ۱۰۰ ساعت کاهش یافت. همچنین درصد روغن دانه در فرسودگی شدید تا ۱۶ درصد نسبت به شاهد کاهش پیدا کرد. در صفت عملکرد دانه تمامی پیش‌تیمارها سبب افزایش معنی‌دار نسبت به شاهد شدند. همچنین اثر پیش‌تیمار بذر بر درصد پروتئین دانه در سطوح مختلف فرسودگی متفاوت بود، به‌طوری‌که در فرسودگی شدید تمامی پیش‌تیمارها نسبت به عدم پیش‌تیمار موجب افزایش این صفت شدند. در مجموع، یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که فرسودگی بذر و پیش‌تیمار، هر یک به‌طور مستقل بر برخی صفات فیزیولوژیک، کیفی و عملکردی اثر می‌گذارند و نوع پاسخ گیاه به پیش‌تیمارها به صفت مورد بررسی و شدت فرسودگی بستگی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی پویایی منبع-مخزن و عملکرد دانه گندم در نظام کشت متوالی تابستانه-زمستانه در منطقه گرم و خشک شاوور - خوزستان</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48625.html</link>
      <description>این پژوهش به منظور ارزیابی پویایی منبع- مخزن و عملکرد دانه گندم در سیستم کشت متوالی تابستانه-زمستانه، آزمایش به صورت اسپلیت پلات (کرت‌های خرد شده) در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار طی دو سال زراعی 03-1401 در منطقه شاوور- خوزستان اجرا شد. تیمارها شامل چهار تاریخ کاشت برای کشت اول(تابستانه) (۲۰ شهریور، ۳۰ شهریور، ۹ مهر و ۱۹ مهر) و چهار رقم گندم نان ( مهرگان، چمران‌۲، آینه و سارنگ) بودند. تاریخ کاشت کشت دوم (زمستانه) با توالی منطبق بر کشت اول در ۲5 دی، ۳۰ دی، 10 بهمن و 15 بهمن انجام شد. نتایج نشان داد که تاریخ کاشت، رقم و اثر متقابل تاریخ کاشت و رقم اثر معنی‌داری بر اکثر صفات داشتند. تاریخ‌های کاشت دیرتر (9 مهر/10 بهمن و 19 مهر/15 بهمن) که از اوج تنش‌های دمایی اجتناب کردند، شرایط فیزیولوژیک بهتری ایجاد نمودند. رقم مهرگان در تاریخ کاشت ۱۹ مهر/۱۵ بهمن با میانگین عملکرد سالانه (تابستانه-زمستانه) ۱۴۰۸ کیلوگرم در هکتار، بیشترین محتوای کلروفیل و بالاترین فتوسنتز جاری را نشان داد. در مقابل، رقم چمران‌۲ با دوره رشد حدود ۱۰ روز طولانی‌تر (۱۳۵ روز در مقایسه با ۱۲۵ روز) در همین تاریخ، کمترین عملکرد را با 1203 کیلوگرم در هکتار داشت. به‌طور کلی نتایج نشان داد که موفقیت این سیستم در گرو انتخاب هماهنگ ارقام زودرس و متحمل به تنش (مانند مهرگان) با تاریخ کاشت دیر (۱۹ مهر/۱۵ بهمن) برای فرار از دوره‌های بحرانی تنش دمایی (گرمای ابتدای کشت اول و گرمای انتهای کشت دوم) است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر اکوتیپ و مرحله برداشت بر عملکرد رویشی گیاه آزی‌وش (Corchorus olitorius L.) در شرایط آب و هوایی گرگان</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48702.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اثر اکوتیپ و زمان برداشت بر عملکرد رویشی گیاه آزی‌وش، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهارتکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال زراعی 403-1402 انجام شد. کرت اصلی شامل چهار اکوتیپ (شیرازی، اهوازی، المصری، البلدی) و کرت فرعی شامل چهار مرحله برداشت (30، 45، 60 و 75 روز پس از کاشت) بود. نتایج نشان داد، اثر اکوتیپ، مرحله برداشت و اثر برهم‌کنش آن‌ها بر تمامی صفات مورد بررسی معنی‌دار بود. در میان اکوتیپ‌ها، اکوتیپ البلدی در مرحله‌ی برداشت چهارم بیشترین عملکرد خشک (61/5 تن در هکتار) را به خود اختصاص داد. اکوتیپ شیرازی نیز در برداشت چهارم عملکرد بالایی نشان داد و تفاوت آماری معنی‌داری با اکوتیپ البلدی نداشت که این موضوع نشان‌دهنده پتانسیل بالای این اکوتیپ بود. اگرچه اکوتیپ البلدی در برداشت چهارم بیشترین عملکرد خشک را به خود اختصاص داد، اما افزایش سن گیاه با کاهش نسبی برخی ویژگی‌های کیفی و همچنین طولانی‌تر شدن دوره رشد همراه بود. بنابراین، اگر هدف صرفاً دستیابی به حداکثر عملکرد ماده‌خشک باشد، برداشت در 75 روز پس از کاشت برای اکوتیپ البلدی مناسب‌ترین گزینه است. با این حال، با در نظر گرفتن همزمان عملکرد قابل قبول، کیفیت مطلوب و امکان برداشت زودتر، برداشت در 60 روز پس از کاشت می‌تواند به‌عنوان مناسب‌ترین زمان برداشت از دیدگاه کاربردی پیشنهاد شود. همچنین با توجه به نتایج این پژوهش، اکوتیپ داخلی شیرازی به همراه اکوتیپ البلدی (خارجی)، برای کاشت در منطقه گرگان و شرایط آب و هوایی قابل توصیه می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه سازی اثر مالچ کلش بر عملکرد و مصرف آب سویا در استان گلستان</title>
      <link>https://jcesc.um.ac.ir/article_48703.html</link>
      <description>در این مطالعه اثر ‌بقایای گیاهی باقی‌مانده گندم بر عملکرد و حجم آب کاربردی خالص سویا در استان گلستان برای شرایط مدیریت مطلوب و کشاورزان بررسی شد. در این مطالعه از سیستم (SAWA) برای استان گلستان استفاده شد. در این سیستم از مدل شبیه‌سازی گیاهی SSM-iCrop2 که هسته اصلی سیستم را تشکیل می‌دهد برای شبیه‌سازی رشد، بیلان آب مزرعه و عملکرد گیاهان در شرایط آزمایشی و واقعی مزارع کشاورزان استفاده می‌شود. مدل برای برآورد در شرایط کشاورزان بر اساس عملکردهای واقعی ثبت شده، پارامتریابی شد. سپس تاثیر مقادیر مختلف مالچ برای دو شرایط آزمایشی و مزارع کشاورزان برای چهار پهنه اصلی کشت سویا در استان شبیه‌سازی شد. در مرحله بعد تاثیر دو مقدار مالچ 2 و 65/3 تن در هکتار در شرایط آبیاری مطلوب (خودکار) و آبیاری محدود بر عملکرد و حجم آب آبیاری بررسی شد. این مطالعه نشان داد در شرایط آبیاری مطلوب، کاربرد 2 تن در هکتار آب آبیاری در شرایط کشاورز 12 درصد و در شرایط پتانسیل درصد 9 کاهش یافت. در شرایط آبیاری مطلوب کاربرد 65/3 در هکتار آب آبیاری در شرایط کشاورز 16 درصد و در شرایط پتانسیل درصد 12 کاهش یافت. در شرایط آبیاری محدود اثر مالچ در افزایش عملکرد قابل توجه بود به طوری که در یک حجم ثابت از آب با کاربرد به 2 تن مالچ در هکتار عملکرد برای کشاورز 18 درصد و برای پتانسیل 16 درصد افزایش یافت و با افزایش مالچ 65/3 تن در هکتار عملکرد در شرایط کشاورز 23 درصد و در شرایط پتانسیل 19 درصد افزایش یافت</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
