اثر تنش رطوبتی و محدودیت منبع بر تجمع و انتقال مجدد مواد فتوسنتزی در ژنوتیپ های گندم

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

به منظور مطالعه روند تولید و تجمع ماده خشک و انتقال مجدد مواد فتوسنتزی به دانه، آزمایشی مزرعه ای در قالب طرح کرتهای دو بار خرد شده بر پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سالهای زراعی 86-1385 و 87-1386 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی طرق مشهد به اجرا در آمد. تیمار آبیاری در کرت های اصلی شامل آبیاری مطلوب در طول فصل رشد (D1) و تنش رطوبتی از مرحله گرده افشانی تا رسیدگی (D2)، تیمار ژنوتیپ در کرت های فرعی شامل هفت ژنوتیپ جدید گندم (لاین های شماره 9103، 9116، 9203، 9205، 9207، 9212، C-81-10) و رقم کراس شاهی و تیمار شرایط فتوسنتزی در کرت های فرعی فرعی شامل استفاده از فتوسنتز جاری (P1) و جلوگیری از فتوسنتز جاری (P2) بود. نتایج تجزیه مرکب نشان داد، اثر تنش رطوبتی بر عملکرد دانه، میزان ماده خشک تولیدی در مراحل خمیری نرم و رسیدگی فیزیولوژیک، میزان ماده خشک انتقال یافته، بازدهی انتقال مجدد ماده خشک، درصد انتقال مجدد ماده خشک و کاهش دمای کانوپی (CTD) و میزان نسبی آب برگ (RWC) در مراحل ظهور بساک و آبکی دانه معنی دار بود. با اعمال تنش رطوبتی، میزان ماده خشک انتقال یافته، بازدهی انتقال مجدد ماده خشک و درصد انتقال مجدد ماده خشک به ترتیب حدود 15، 18 و 6/50 درصد نسبت به تیمار آبیاری کامل (D1) افزایش یافت. با جلوگیری از فتوسنتز جاری، میزان ماده خشک انتقال یافته و بازدهی انتقال مجدد ماده خشک و درصد انتقال مجدد ماده خشک به ترتیب حدود 44 درصد کاهش، 8/60 درصد کاهش و 1/43 درصد نسبت به استفاده از فتوسنتز جاری افزایش یافت. اعمال تنش رطوبتی و جلوگیری از فتوسنتز جاری پس از گرده افشانی علاوه بر محدودیت منبع، باعث محدودیت مخزن و کاهش CTD و RWC شد. با توجه به این که ژنوتیپ های C-81-10، 9103 و 9116 بالاترین عملکرد دانه و میزان ماده خشک انتقال یافته را به خود اختصاص دادند، می توان آنها را به عنوان ژنوتیپ های امید بخش و مناسب جهت استفاده در برنامه های اصلاحی مناطق خشک و نیمه خشک پیشنهاد نمود. همبستگی قابل توجه CTD و RWC با عملکرد دانه به ویژه در مرحله آبکی دانه، نشان داد که می‌توان از این دو صفت به عنوان معیار انتخاب در برنامه های اصلاحی استفاده کرد.