بهینه سازی شرایط کشت بافت در رقم گچساران عدس(Lens culinaris Medik.) جهت القای شاخه زایی مؤثر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

چکیده

بهینه سازی باززایی در عدس با استفاده از تکنیک کشت بافت در اصلاح این گیاه از طریق روش های جدید ضروری بنظر می رسد. اولین قدم در باززایی، شاخه زایی کارا و موثر با استفاده از ریزنمونه مناسب است. در این مطالعه با مقایسه درصد شاخه زایی در ریزنمونه های مختلف، بهترین نوع ریزنمونه انتخاب شد. سپس اثر وجود BAP در محیط کشت جوانه زنی و تولید گیاهچه ها، سن ریزنمونه و pHهای متفاوت محیط کشت شاخه زایی بر روی درصد شاخه زایی ریزنمونه ها بررسی شد. پس از آن تاثیر غلظت ها و ترکیبات مختلف سیتوکینین های ۲ip، Kin و TDZ روی القای شاخه زایی مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج این بررسی ها نشان داد که ریزنمونه لپه به همراه قسمت بسیار جزئی از محور جنینی مناسب ترین ریزنمونه برای باززایی عدس می باشد. تاثیر مثبت BAP در محیط جوانه زنی و تولید گیاهچه روی القای شاخه زایی نیز تایید شد. بعلاوه نتایج نشان داد که بهترین ترکیب محیط کشت برای القای شاخه های چندگانه، محیط کشتMS غنی شده با ۵/۷ میکرومولار ۲ip، ۴ میکرومولار Kin و ۲ میکرومولار TDZ می باشد، به نحوی که تا بیش از ۹۶ درصد القای شاخه زایی و در بعضی موارد، از هر ریزنمونه تا ۴۰ شاخه طویل شده بدست آمد. سن گیاهچه در زمان تهیه ریزنمونه و همچنین pH محیط کشت نیز، در القای شاخه زایی مؤثر بود. بررسی مقدماتی انتقال ژن با استفاده از این روش شاخه زایی نشان داد که می توان از این روش برای بهینه سازی شرایط جهت باززایی و انتقال ژن به عدس استفاده کرد.